یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) فرمود: برای يکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنيد ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گيری علماء پرسيده ايد که موضع تغيير ناپذير آنها در هنگام مبعوث شدن انبياء و اوصياء چيست ؟ آيا از آن قرآن کريم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : ﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴾ پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت كرديم پس آنها ما را گمراه ساختند … 67 سوره ی احزاب

Archive for March, 2012

شبهات قرآن حکمت الهی است و جز از طریق ائمه معصومین نمی توان از پیش خود فتوا داد


این که بعضی از امور که شرع آنها را نهی کرده قبح آنها مشخص است ، پس عقل به قبح و بد بودن آنها حکم می کند ، اما بسیاری از امور خوب و بدشان در ظاهر مشخحص نشده ، پس نیاز است که از حقایق این اشیاء برای شناخت خوب از بد آنها اطلاع پیدا کنیم.و حقایق اشیاء را کسی جز خالق آنها نمی داند ، و آن کس که خداوند می خواد اطلاع یابند ، غیر از این اموری وجود دارد که ما با ابزار عقل و به دلیل قبح ظاهری آنها در اثر التزام ما به قواعد اجتماعی خود ساخته و رسومات و دیگر امور با آنها مخالفیم و این امور را مردم از مهمترین نوامیس نزد خداوند بدانیم ولی ما اطلاعی از حقیقت آنها نداریم. و حرام است آنها را باطل نمایم . حق تعالی می فرماید :

– چه بسا چیزی را خوب نمی دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار می دهد (19 النساء
و نیز حق تعالی فرمودند :

– بر شما کارزار واجب شده است در حالی که برای شما ناگوار است و بسا چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست می دارید و آن برای شما بد است و خدا وی مداند و شما نمی دانید (216 بقره

در بعضی چیزها خوب و بد و ملایم و منافات وجود ، لکن یکی بر دیگری ارجح تر است . حق تعالی می فرماید :

– از تو درباره ی شراب و قمار می پرسند . بگو : در آن گناه بزرگی است و سودهایی در آن برای مردم هست ولی گناه آن بزرگتر از منفعتشان است) (219 بقره

اگر بگویم حسن و قبح دو مفهوم عقلی هستند و اگر بخواهیم این دو مفهوم را بر موجودات بیرون – مصداق دهیم – تطبیق دهیم کاری بس دشوار می باشد زیرا بعضی موجودات متشابه هستند

و حال این که در شبهات حکمت الهی است ، پس کسی که قرآن را نازل کرد توانایی این را دارد که همه ی آیات آنرا محکم – بامعنی واضح – بوجود آورد ، لکن خداوند متعال در قرآن آیات متشابهی قرار داد – بر جاهل آن متشابه است و بیشتر از یک وجه تفسیر و تاویل دارد – بنا به حکمت خداوند متعال . شاید خداوند دانا اجتیاج به معصومین (ص) را که تفسیر و تاویل متشابه را می داند قرار داده است

– رسول خدا (ص) فرمودند : امری که رشد آن مشخص شد از آن پیروی می شود و امری که نهی یا زیان آن مشخص شد از آن دوری کند و متشابهاتی که در حکمش به خدا و راخین در علم دانایان که آن را تفسیر کنند بر می گردد . (الحق المبین للفیض الکاشانی ص5

پس در این شبهات اشاره ای است به این که امت محتاج راسخین در علم است و آنها امامان (ع) بعد از پیامبر (ص) هستند و در زمان ما صاحب امر (ص) است ، و شاید آن کسی که در مورد شبهات فتوی می دهد ، این اصل مهم را نادیده گرفته و خود را بی نیاز از معصومین (ع)بداند ، و هنگامی که فتوی می دهد او به این موضوع اشاره می کند که مستغنی است و نیازی به معصوم ندارد.و عملا می گوید که هیچ احتیاجی به تو نداریم و به فضل قواعد عقلی توانستیم در مورد هر مساله فتوی دهیم ، و دیگر در هیچ مسئله توقفی نداریم ، و دیگر شبهه ای برای ما وجود ندارد ، و با توجه به این که تو را از دست دادیم اما امروزه به هیچ سختی و مشکلی در تحصیل حکم شرعی برخورد نکرده ایم

این بحث به طور کامل و بیشتر از این در کتاب توضیح داده شده که توصیه می کنم ادامه اش را حتما مطالعه فرمائید

(صفحات 28 و 29 کتاب فتنه گوساله – جلد دوم ، نوشته سید احمدالحسن ع ، وصی و فرستاده امام مهدی ع و حضرت عیسی ع)

دانلود این کتاب با حجم 1 مگابایت از این لینک 

چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل

و علم کلام یا آمیخته شدن و گرایش علمای مسلمین در فلسفه ی یونانی ، میدان بسیار بزرگی از رقابت فرقه های مسلمان بوجود آورد تا بدانجا رسید که همدیگر را به کفر متهم کردند.و علمای هر فرقه ای در تاویل آیات قرآن پیشی گرفته ، و آنچه موافق هوای خودشان بود آن را با قواعد فلسفه یا عقیده ای که به آن داشتند همسان و هم ردیف کردند.پس خود را به عنوان ائمه ی کتاب قرآن قرار دادند و نه اینکه کتاب امام آنها باشد.و از کتاب پیشی گرفتند ، بعد از این که عترت را پشت سرگذاشتند گمراه شدند ، همچنین که امیرالمومنین می فرمایند :

– و بعد از من بر شما زمانی خواهد آمد که در آن هیچ چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل و بیشتر از دروغ بستن بر خدا و رسولش نخواهد بود ، و در نزد اهل آن زمان متاعی بی ارزش تر از قرآن اگر تلاوت شود آنگونه که باید تلاوت شود ، نیست و پر مشتری تر از آن اگر تحریف شود نخواهی یافت و در سرزمینها چیزی نامأنوس تر از معروف (خوبی) و مأنوس تر از منکر (بدی) نخواهی یافت . حاملان کتاب ، کتاب را پشت سر خود انداختند و حافظان کتاب آن را فراموش کردند ، پس در آن زمان ، قرآن و اهلش طرد شده و کنار گذاشته می شوند و دو رفیق که در یک راه با هم هستند و هیچ پناهگاهی آنها را پناه نمی دهد پس در آن زمان قرآن و اهلش در میان مردم هستند ولی نه در بین تجمع و همراهشان ، زیرا که گمراهی و هدایت یکجا جمع نمی شوند ، مردم بر فرقه فرقه شدن و کنار گذاشتن جماعت با هم توافق کردند . گویی که آنها ائمه کتاب (قرآن) هستند نه اینکه کتاب ، امامشان باشد.پس در نزد آنها از (قرآن) جز اسمش چیزی باقی نخواهد ماند و از آن جز خط و حرکاتش را نمی شناسند ، و از قبل چه بلاهایی که بر سربندگان صالح خدا نیاوردند و راستگویان را متهم به دروغ کردند و برای کار خیر پاداش کار شر قرار دادند (نهج البلاغه ج2 ص 41)

و چه گمراهی ای از این بزرگتر که از وصیت رسول خدا (ص) در (حدیث ثقلین) مشهور اعراض نمودند که از آن پیشی گرفتند . (طبق احادیثی از اهل سنت و شیعه در معروف ترین کتبشان که در خود کتاب کاملا سندیات ذکر شده است)

در آن حال ، مسلمانان حق مبین و روشن را گم کردند و به دنبال کسانی که علم آنها جز زیان چیزی اضافه نمی کند ، رفتند.بعد از روی برگرداندن از آل پیامبر (ص) و رو آوردن به ادله ی عقلی و فلسفه ی یونانی یا علم کلام که به آن استناد و از آن مشتق شده اند اعتماد کردند ، با وجود اینکه در فلسفه ، سفسطه و اشتباهات و مجادلات زیادی وجود دارد. (قیل و قالی) که پایانی ندارد و بیشتر آن بیهوده و عبث است و نتیجه و ثمره ای علمی یا عملی در آن وجود ندارد.

و در حقیقت ما حق نداریم در حالی که در مادیات رشد کرده ایم و بسیاری از ما از عقل کامل بی بهره ایم و آنچه نزد ماست سایه آن است (عقل کامل انبیاء و اوصیاء هستند) ، که در مورد حی قیوم ، یعنی خداوند تبارک و تعالی جل شانه گفتگو کنیم مگر در محدوده ای که در قرآن و حدیث پیامبر (ص) و آل اطهار (ع) باشد.و آن درباره ی خداوند تعالی است و او چیزی نیست مگر این که وحی است که به او وحی می شود که در مورد این موضوع ملا صدرا (رح) در کتاب شواهد ربوبیه توضیح داده است.

و کسانی که ادعای حجج عقلی می کنند ، در حالی که خودشان دچار اختلاف هستند ، بدانند که اگر آنها به معنی واقعی عاقل بودند با همدیگر اختلاف نداشتند.زیرا عقل یکی است و آن : رسیدن فرزند آدم به آن است تا نفس خود را تعقل کند و پروردگارش را بشناسد و او عالم کلی است که در آن منافاتی وجود ندارد.

حق تعالی فرمود : – او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلی (از شکم مادر) بیرون می‌فرستد، بعد به مرحله کمال قوّت خود می‌رسید، و بعد از آن پیر می‌شوید و (در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می‌میرند و در نهایت به سرآمد عمر خود می‌رسید؛ و شاید تعقّل کنید!

اما آنچه همه ی بنی آدم در آن مشترک هستند سایه ای از آن عقل است ، و یا نفس انسانی و نه عقل حقیقی . و این نفس در عالم ملکوت موجود است و آن بطور کامل عالم متنافیات است . همانند عالم شهادت ، و لیکن بدون ماده یا از آن مجرد شده است.
در مورد معنی آن ، حضرت مصطفی (ص) فرمودند :
– اگر شیاطین حول قلب ان آدم نمی چرخیدن جهت نگاه او ، رو به ملکوت آسمانها بود. (بحارالنوار ج56 ص 163 ، مستدرک سفینه البحار ج8 ص 572 ، العلم فی الکتاب والسنه ص120)

یعنی اگر انسان خود را برای رضای خداوند خالص کرد ، به ملکوت آسمانها نظر خواهد کرد.
و با توجه به این که جوهر و ذاتی که در نزد ماست تنها سایه ای از عقل است که انسان را قادر به ادراک زیادی از قوانین عالم ماده می سازد ، و شاید مقداری از عالم ملکوت را نیز درک کند.لکن قادر به شناخت عالم عقل نیست ، زیرا که آن بالای اوست ، مگر با رسیدن به آن.و به آن نمی رسد مگر بنده مخلص خداوند که ندای پروردگارش را لبیک گوید (اقبل – رو کردن به اقبال) . بعد از اینکه در عالم مادی رشد کرد و ادبار نمود .

– صفحات 38 تا 40 کتاب فتنه ی گوساله – جلد دوم ، نوشته ی سید احمدالحسن ع ، وصی و فرستاده امام مهدی ع و حضرت عیسی ع

لینک دانلود این کتاب با حجم 1 مگابایت