یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) فرمود: برای يکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنيد ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گيری علماء پرسيده ايد که موضع تغيير ناپذير آنها در هنگام مبعوث شدن انبياء و اوصياء چيست ؟ آيا از آن قرآن کريم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : ﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴾ پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت كرديم پس آنها ما را گمراه ساختند … 67 سوره ی احزاب

منتظر پاسخ مراجع و دفاع آنان از عقيده وجوب تقليد از غير معصوم هستم يا آنكه آنان علنا اعلام كنند كه عقيده آنان غير صحيح است و آنها در بيان قبليشان خطا كرده‌اند.

ما دليلمان را با حجت شرعي و عقلي اثبات كرديم و آن، در كتاب‌هاي گوناگون منتشر شده است، و آخرين آن، كتاب «وصيت مقدس» است در حاليكه نزد آنان هيچ رديه‌اي(پاسخي) جز دروغ و امر ناشيانه و از سر عجز وجود ندارد، جز بدگوئي در سند وصيتي با سند متواتر همراه با قرائن فراوان؛ و بالاتر از آن، اين است كه صحت سند وصيت را شيخ طوسي با اين بيان كه رجال آن از  ناحيه خاصه هستند، تأييد كرده است و و آنها و همه علماي متاخر، خود را وامدار رجالي مي‌دانند كه (شيخ) طوسي نقل كرده و نزد آنان هيچ ردّي بر رجال شيخ طوسي بنا بر قول متاخرين وجود ندارد، در غير اين صورت، ما بسياري از مطالبي را كه در نزد آنها است و آن را علم رجال مي‌خوانند، به چالش مي‌كشيم. پس حقيقتا قول متاخرين در زمينه رجال همان است كه عرض شد و غير از آن صرفا كلامي است كه خالي از هرگونه دليل شرعي است

آنان از آوردن دليل شرعي و عقلي بر عقيده‌ي تقليد عاجزند و براي آنچه آنان بر مبناي مرجعيت ديني خود بنا كرده‌اند،  هيچ آيه‌ي قراني با دلالت محكم و هيچ روايت كه صدور قطعي و دلالت قطعي داشته باشد، وجود ندارد .و هيچ دليل عقلي تامي نيز براي آن موجود نيست

پس قاعده‌ي واجب بودن رجوع به عالم كه آنان پيش مي‌كشند، در بيشتر حالات بر آنان منطبق نمي‌شود، زيرا آنان در بهترين حالاتشان، تصور و گمان خودشان را عرضه مي‌كنند و حقيقت آن است كه اينان در بعضي وقت‌ها، جز گمان و تصور چيزي عرضه نمي‌كنند ، مانند احكام نماز در مناطق نزديك به قطب.

بلكه بعضي از اين‌ها كه خود را مرجع مي‌دانند، توان درك آن چه را كه در موردشان گفته مي‌شود ندارند، پس ما از آنان مي‌خواهيم كه دليلي بر عقيده‌شان مبني بر وجوب تقليد غير معصوم ارائه دهند.

پس هنگاميكه از آنان از آنها دليلي براي تقليد از فرد غير معصوم درخواست مي‌نمائيم،  آنان دليل مي‌آورند كه دليل اين مطلب، از حيث (قاعده وجوب) مراجعه به متخصص است و اين سخن در بهترين حالاتش به معناي اجازه اين كاراست نه اين كه اين كار واجب است. و البته حتي در اجازه اين كار نيز مناقشه وجود دارد و معني اين كه اين سخن را به عنوان دليل عقلي پيش مي‌كشند، آن است كه يا آن چه را ما به آنها مي‌گوييم نمي‌فهمند، و يا آن كه خود اقراري است بر باطل بودن عقيده‌شان و بدعت بودن آن، و نداشتن هيچ دليلي (بر آن).

و پس از آنكه بطلان عقيده‌شان را بيان كرديم، از عقيده‌ي اولشان مبني بر وجوب تقليد به مجاز بودن تقليد و مستحب بودن آن پايين مي‌آيند و آن گاه كه چنين باشد، پس بايد عقيده خود را در پايين آمدن از عقيده‌ي باطل و تغيير راي و نظر از واجب بودن تقليد به مجاز بودن آن، علني كنند تا با آنان در اين مقام و با اين عقيده‌ي جديدشان مناقشه كنيم.
منتظر پاسخ مراجع و دفاع آنان از عقيده وجوب تقليد از غير معصوم هستم يا آنكه آنان علنا اعلام كنند كه عقيده آنان غير صحيح است و آنها در بيان قبليشان خطا كرده‌اند.

بيست و چهارم آذرماه نود و يك شمسي

متن عربي پيام ايشان چنين است:

((نحن: اثبتنا حجتنا بالدليل الشرعي والعقلي وهي منشورة في الكتب واخرها كتاب الوصية المقدسة ولا يوجد عندهم رد غير الكذب وغير حرفة العاجز وهي الطعن في سند الوصية المتواترة والمقرونة وفوق هذا فان سندها قد صححه الطوسي بوصفه رجالها بانهم خاصة وهم وكل العلماء المتأخرين عيال على اقوال الطوسي في الرجال وليس لهم رد قول الطوسي في الرجال بناءً على قول المتأخرين وإلا لنسف حتى الفتات الذي بين ايديهم ويسمونه علم رجال فحقيقة قول المتأخرين في الرجال انه والعدم سواء طالما انه مجرد قول خال من الدليل الشرعي.
هم: عاجزون عن اعطاء دليل شرعي او عقلي على عقيدة التقليد عندهم والتي يبنون عليها دينهم المرجعي فلا توجد عندهم آية قرآنية محكمة الدلالة ولا رواية قطعية الصدور قطعية الدلالة ولا يوجد عندهم دليل عقلي تام فقاعدة وجوب الرجوع الى العالم التي يقدمونها لا تنطبق عليهم لانهم في احسن احوالهم يقدمون ظنا فهم ظانون والحقيقة انهم في بعض الاحيان لا يقدمون غير اوهام مثل احكام الصلاة في المناطق القريبة من القطب بل ان بعض هؤلاء الذين يسمون انفسهم مراجع لا يفهمون ما يقال لهم ففي حين اننا نطالبهم بدليل على عقيدتهم في وجوب تقليد غير المعصوم نجدهم يقدمون دليلهم على انه الرجوع الى المتخصص وهذا القول في احسن احواله يعني الجواز وليس الوجوب وحتى الجواز فيه نقاش ومعنى تقديمهم هذا القول كدليل عقلي انهم اما لا يفهمون ما نقول لهم او انهم يقرون بان عقيدتهم بدعة وباطلة وبلا دليل وتنازلوا عن عقيدة الوجوب بعد ان بينا بطلانها لهم الى عقيدة الجواز او الاستحباب وإذا كان الامر كذلك فعليهم ان يعلنوا تنازلهم عن عقيدتهم الباطلة وانتقالهم من الوجوب الى الجواز لكي ننقل نقاشنا معهم الى هذا المقام ونناقش عقيدتهم الجديدة.))
انتظر رد المراجع ودفاعهم عن عقيدة وجوب تقليد غير المعصوم أو أنهم يعلنون للناس انها عقيدة غير صحيحة وانهم أخطأوا بتبنيها.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: