یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) فرمود: برای يکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنيد ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گيری علماء پرسيده ايد که موضع تغيير ناپذير آنها در هنگام مبعوث شدن انبياء و اوصياء چيست ؟ آيا از آن قرآن کريم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : ﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴾ پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت كرديم پس آنها ما را گمراه ساختند … 67 سوره ی احزاب

سوال از سید احمدالحسن ع و جواب ایشان ع

سوال/ ٣۵ :

بسم الله الرحمن الرحيم :

الحمد الله و الصلاة و السلام على سيدنا محمد و آله الطيبين الطاهرين

سيد احمد الحسنى … السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

من مولف كتابی درباره امام زمان عج هستم با عنوان(آغاز جنگ آمريكا عليه امام مهدی ع)و می توانيد اين كتاب را در سايت زير ببينيد…

http://www.geocities.com/almahdion2022

يكی از برادران به من اطلاع داد كه شما ادعای وصايت حضرت مهدی عج را كرديد و آدرس سايت شما را به من داد تا بتوانم بيشتر از نظريات و ايده هاى شما استفاده كنم.

و من از اين سخنم معذرت می خواهم ولی من چنين می پندارم كه سخن شما به هيچ دردی نمی خورد واين سخنی است كه بسياری از مردم در طول تاريخ آنرا ادعا كرده اند(از اين سخنم معذرت می خواهم) وبرای من ثابت نشده است كه امام زمان فرستاده ای از جانب خود برای مردم خواهد فرستاد ولی من يك چيزهائی فهميده ام كه آنها را در كتابم ذكر نكرده ام. پس اگر آنچه را كه می گوئيد واقعيت داشته باشد بايد به آن احاطه كامل داشته باشيد چون شما ادعا می كنيد كه عالمترين مردم به كتاب خدا هستيد.

سؤال من اين است… دو اسم كه در سوره فاتحه نهفته است وآن دو اسم به شكلی نامألوف نوشته شده است يكی از آنها از راست به چپ و ديگری از چپ به راست نوشته شده است اين دو اسم كدامند و چطور آنها استخراج می شوند ؟

اگر من جوابی از شما دريافت كنم انشاالله با شما بيعت خواهم كرد اما اگر شما نتوانيد به سؤالهای من جواب دهيد اين دليل بر باطل بودن ادعای شماست…

و الحمد الله رب العالمين الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله و صلى الله على سيدنا محمد و على آله الطيبين الطاهرين.

ماجد المهدی ٢٤ / ربيع الثانی / ١٤٢٦ هـ ق

جواب :

بسم الله الرحمن الرحيم والحمد الله رب العالمين وصلى الله على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين

{ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً لِمَن خافَ عَذابَ الءاخِرَةِ ۚ ذٰلِكَ يَومٌ مَجموعٌ لَهُ النّاسُ وَذٰلِكَ يَومٌ مَشهودٌ

وَما نُؤَخِّرُهُ إِلّا لِأَجَلٍ مَعدودٍ }

[قطعاً در اين [يادآوريها] براى كسى كه از عذاب آخرت مىترسد عبرتى است. آن [روز] روزى است كه مردم را براى آن گرد مىآورند، و آن [روز] روزى است كه [جملگى در آن] حاضر مىشوند

و ما آن را جز تا زمان معيّنى به تأخير نمىافكنيم.]

(همانا اين هلاك بدكاران آيت و عبرتی است بر آن كس كه از عذاب روز محشر بترسد كه روز محشر روزيست كه همه خلق در آن جمع شوند و جزای اعمال خود را ببينند * وما آن روز را بتأخير نيفكنيم جز به وقتی كه در علم ما معين است)

١. اگر تو اندك اطلاعی از كتاب های » المتشابهات , تفسر سوره الفاتحه و روشنگريهايی از دعوتهای پيامبران , و فتنه گوساله « كه در سايت موجود است داشتی(كه بنظر تو به هيج دردی نمی خورد) می ديدی كه من در آنجا روشن كردم كه تمامى اسامى خداوند سبحان و همچنين اسم پيامبر اكرم و علی و فاطمه

و ائمه ۏ ومهديين عليهم السلام در سوره فاتحه موجود است.

٢. اگر كلام من به هيچ دردی نمی خورد پس جائی برای عذرخواهی وجود ندارد. ولی اگر مسأله بر عكس است پس هيچ عذر خواهی جايز نيست مگر طلب مغفرت وتوبه از خداوند متعال.

٣. اگر برايت ثابت نشده است كه امام مهدی ع فرستاده ای را برای مردم خواهد فرستاد آيا محمد ذو النفس الزكية فرستاده نيست , آيا يمانی فرستاده نيست , وآيا خروج كننده از مشرق فرستاده نيست روايت هايى كه از آل محمد وارد شده است را بخوان و روايتهايی را كه شيخ ناظم عقيلی (حفظة الله ) در كتاب خود ” رد القاصم ” به آنها استدلال كرده را نيز بخوان وآن كتاب عبارت است ازمناظره بين شيخ ناظم عقيلى و سيد علی سيستانی ودفتر و مركز تحقيقات عقايدی وابسته به او ,

شايد خداوند قلبت را نورانى كند و به حق هدايت كند.

واين يک گوهر از دريای امير مؤمنان علی ع است كه در آن مرا ذكر كرده است.

از اصبغ بن نباته روايت شده است كه می گويد : روزی پيش امير المؤمنين علی آمدم وديدم كه در فكر فرو رفته و با انگشت مباركش خاكها را آرام آرام كنار می زند ; به او گفتم : يا امير مؤمنان چه شده است دست به زمين می كشی آيا به اين دنيا علاقه مند شده اى ؟

فرمود : نه به خدا سوگند هرگز به دنيا دل نبستم بلكه دارم به فرزندی فكر می كنم كه در نسل فرزند يازدهمم است , او آن مهديی است كه زمين را پر ازعدل وداد می كند همانطوريكه با ظلم و ستم پر شده است واو غيبت و حيرتى دارد كه در اين غيبت افرادی گمراه خواهند شد و افراد ديگری هدايت خواهند يافت.

پس گفتم : يا امير المؤمنين غيبت وحيرت او چقدر طول خواهد كشيد. على عليه السلام فرمود : مدتی از روزگار.

پس گفتم : آيا اين امر به وقوع مى پيوندد ؟

علي ع فرمود : آری گوئی كه آفريده شده است.

پس گفتم : آيا من آنزمانرا درك میكنم ؟

پس علی ع فرمود : تو را با آن امر چكار; آنان بهترين اين امت به همراه نيكان اين عترتند.

پس گفتم : بعد از آن چه اتفاقی می افتد ؟

فرمود : سپس خداوند هر كارى كه بخواهد انجام می دهد و برای او اراده ها وهدفها و پايان هايی وجود دارد ( غيبت طوسی: ص ١۶۵ ، دلايل الامامه: ص ۵٣٠ ، الهداية الكبری: ص ٣۶٢ ، غيبت نعمانی :ص ۶٠. )

يازدهمين فرزند اميرالمؤمنين ع , امام مهدی ع است كه از نسل او » مهدی اول « از مهديون 12 گانه می باشد و مهدی ا ّول , وصی و فرستاده امام مهدی ع می باشد ، و در دعای امام رضا ع برای امام مهدی ع آمده است ( خدايا به وی و خانواده اش وپسرش و اولادش و امتش وهمگی اتباعش چيزی را عطا كن كه بوسيله آن شادمان شود( مفاتيح الجنان :ص ۶١٨ )

پس اين فرزندی كه امام رضا ع آنرا دعا كرده است همان مهدی ا ّول و وصی و فرستاده امام مهدی ع می باشد پس سپاس خداوندی كه مرا نزد خود و پدرانم و رسول اكرم ص و اميرالمؤمنين ع و ائمه ع ياد كرد و مرا فراموش نكردند.

ونكته ديگراين است كه تو در كتاب خود , فرستاده شدن فرستاده ای از جانب امام مهدی ع را واجب دانسته ای و در فصل سوم كتاب خود گفته ای : » اميدوارم كه خواننده اين كتاب مانند كسانی نباشد كه به موسی ع گفتند : خداوند را آشكارا به ما نشان بده والان اگر فرض كنيم كه خداوند متعال بخواهد به مردم بگويد كه ظهور امام مهدی ع نزديك است (ان شاء الله ) وبايد مردم برای بالا بردن پرچم لا اله الا الله ومحمد رسول ص وی را ياری كنند چطور اين برای مردم واضح وبه ايشان تبليغ خواهد شد.

پس برای اين كار , خداوند متعال بايد يكی از بندگان خود را انتخاب كند تا آنچه كه می خواهد , با دليل و برهان بوسيله وی برای ساير بنده ها بيان كند «.

پس آيا آنچه را كه در كتاب ات نوشته ای فراموش كردی يا خود را به فراموشی می زنی ?!

۴.چطور می پنداری كه اگر من به چيزهايی كه تو از خودت و يا برعكس كردن كلمات بدست می آورى ( و فكر می كنی كه درست است ) وارد نشوم ادعاهای من باطل است. ( اينچنين شترها را آب نمى دهند ) .

۵. اگر به روش خودت در حساب اعداد معتقدی و به درستی آن يقين داری پس به همان روش خودت و به روشى كه حساب اعداد برای تو ثابت شده است و می خواهی آنرا به مردم ثابت كنی با من هم حساب كن :

من هو احمد = هو رسول المهدی ,

همانطوريكه حساب كردی , من هو محمد = هو نبی الله ;

و در كتاب موسومه ات فصل سوم . المهدی با جمع بزرگ و با عدد ٩٠ حساب می شود و به جمع كوچك يعنی (٩) تبديل می شود همانطور كه در كتابت

محمد را حساب كردی.

م + ن + هـ + و + ا + ح + م + د

٣٧=٤ +٤+٨ + ١+٦+ ٥+ ٥+٤ هـ+و+ر +س+و+ل+ (المهـدی) ٣٧= (٩) +٣+٦+٦+٢+٦+ ٥

و نيز چنين حساب كن : ( ما هو كتاب الله ) برابر مى يابى با ( هو رسول المهدی ) همانطوريكه در كتابت حساب كردی : ما هو كتاب الله , هو القرآن الكريم.

م+ ا +هـ+و+ك+ت+ا+ ب+ا+ ل+ل+هـ ٣٧=٥+٣+ ٣+١+٢+١+٤+٢+٦+ ٥ +١+٤

هـ+و+ر+س+و+ل + (المهـدی) ٣٧=(٩)+٣+٦+٦+٢+٦+ ٥ هـ+و+ا + ل+ق+ ر+ا+ ن+ا+ ل+ك+ر+ی+م ٣٧=٤+١+٢+٢+٣+١+٥+١+٢+١+ ٣+١+٦+٥

پس برای تو آشكار شد كه احمد , رسول ( فرستاده ) مهدی ع است , و كتاب خدا وقرآن ناطق است با همان روشی كه تو آن را در كتاب خود ( شروع جنگ آمريكا برضد إمام المهدي ع ) دليلی برای مصداقيت , علم حروف قرار دادی.

ازخداوند بترس و به سخن اميرمؤمنان علی ع در حق خاندان محمد پايبند باش كه فرموده :

( ولا تعلموهم فانهم اعلم منكم )

( به آنان آموزش ندهيد كه از شما عالمتراند )

و به شرحى كه بيان شد , حجت بر شما تمام شد و آن هم به همان روشى كه در كتاب خودت به آن اقرار كردى , پس روى برگرداندن و رفتن شما بدون اينكه جواب ما را ندهى قابل قبول نيست.

و حالا از اسرار عدد 37 برايت چيزهائی را روشن می كنم

خداوند سبحان فرمود :

فَصِيامُ ثَلٰثَةِ أَيّامٍ فِى الحَجِّ وَسَبعَةٍ إِذا رَجَعتُم ۗ تِلكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ۗ ذٰلِكَ لِمَن لَم يَكُن أَهلُهُ حاضِرِى المَسجِدِ الحَرامِ ۚ (البقرة ١٩٦ )

سه روز در ايام حج روزه بداريد و هفت روز هنگام مراجعت كه ده روز تمام می شود اين عمل بر آن كسی است كه اهل شهر مكه نباشد

ده همان آسمانهای هفتگانه ( عرش العظيم ) + كرسى + عرش الأعظم + سرادق العرش الأعظم است واين سه مورد يعنی خانه خدا , شهر كمالات الهی درمخلوقات ومدينه العلم محمد ص است پس هركس از خاندان محمد ص باشد , دهگانه ايمان او در حج يعنی در خانه خدا يعنی در مدينه العلم يعنی در خانه نبوت ومعدن رسالت است و برای اطلاعات بيشتر به المتشابهات ج 3 ( سؤال در باره سر 40 وسؤال در باره عرش و كرسی ) مراجعه كن.

١. عدد (٣٧) از دو عدد (٣ و ٧ ) تشكيل شده است و جمع آن دو ١٠ می باشد و منظور از آن مراتب دهگانه توحيد است پس هر كس آن را انجام دهد وبه حج خانه خدا برود واز مدينه العلم ( شهر علم ) را زيارت كند عقلش كامل می شود و جزء سيصد وسيزده نفر مى شود كه از ما اهل بيت بشمار می روند. همان طورى كه از پدرانم ع روايت شده است ( ايمان ده درجه دارد و سلمان همه اين ده درجه را انجام داد درود خدا بر سلمان باد پس سلمان ازما اهل بيت است ) اما ما اهل بيت درجات دهگانه ايمان ما در حج و در خانه خداست.

٢.عدد ٣٧ از دو عدد ( ٢٧ و ١٠ ) تشكيل شده است , و ١٠ همان دهگانه حج است و٢٧ علمی است كه انتشار آن در بين مردم جايز است همانطور در روايت اهل بيت ع آمده است.

پس هر كس درجات دهگانه ايمان را طی كند می تواند ٢٧ حرف از توحيد را كه امام مهدی ع آنرا منتشر می كند را درک كند.

و خداوند متعال فرمود :

﴿ َوُنرِيُد َأْن َنُمن َعَلى الِذيَن اْسُتْضِعُفوا فِی اْلأَْر ِض َوَنْجَعَلُهْم َأئِمًة َوَنْجَعَلُهُم الوارثين ﴾ ( قصص ٥ )

ومی خواهيم بر كسانيكه در روی زمين مظلوم واقع شده اند منت بگذاريم و آنانرا امام و وارث قرار دهيم.

خداوند می خواهد كه آنان را ائمه قرار دهد آنها خاندان محمد ص ( ١٢ امام و١٢ مهدی) و نيز ٣١٣ تن از اصحاب مهدی ع می باشند و اين سر از آغاز سوره قصص يعنی (طسم) است اگر عدد اين حروف مقطع را با جمع بزرگ حساب كنی.

ط+س+م

109=40+60+9

پس نتيجه ( 100 + 9 ) می باشد و اگر آن را به جمع كوچك تبديل كنی ( 1 + 9 ) نتيجه 10 می شود و اين دهگانه حج ( ده روز روزه ) است كه مربوط به ائمه 313 گانه ای است كه در آيه ( قصص 5 ) ذكر شده اند ودهگانه توحيد است پس هر كس به حج خانه خدا برود , بدان آراسته می گردد و عقلش كامل می گردد و يقين پيدا می كند

وهمه چيز نزد او ثابت می گردد وخداوند را به يگانگی می پرستد واگر حروف (هو ) را جمع كنی می بينی :

هـ+و 11=6+5

وآن (10+ 1 ) است و اما دهگانه را شناختی كه همان دهگانه حج و ايمان بود و عدد » يك « همان خداوند سبحان است ; پس هر كس اين دهگانه را داشته باشد به خداوندى خداوند يقين پيدا می كند.

بطور خلاصه برای تو سخن گفتم كه اين عدد ( 37 ) دهگانه حج و توحيد و نيز 27 حرف از علم توحيد وجود دارد پس هر كس به حج برود و اين دهگانه را با خود داشته باشد امكان تحمل و دسترسی به 27 حرف را وقتى كه بين مردم منتشر می شود را دارد.

واين سری است كه هيچ كس تحملش نمی كند بجز پيامبر فرستاده شده يا فرشته مقرّب خداوند يا مؤمنی كه خداوند قلبش را با ايمان پركرده است و در نتيجه بنده به يقين رسيده است وبوحدانيت خداوند (هو ) يقيين پيدا كرده است.

وبراى اينكه بيشتر بدانی : اگر (طسم ) (سوره قصص) را با جمع كوچك حساب كنی

ط+س+م= 19=4+6+9

و عدد حروف ( بسملة ) يعنی بسم الله الرحمن الرحيم نيز 19 است و بسم الله الرحمن الرحيم درسوره توحيد آيه است. خداوند متعال فرمود :

﴿ وَجَعَلنا عَلىٰ قُلوبِهِم أَكِنَّةً أَن يَفقَهوهُ وَفى ءاذانِهِم وَقرًا ۚ وَإِذا ذَكَرتَ رَبَّكَ فِى القُرءانِ وَحدَهُ وَلَّوا عَلىٰ أَدبٰرِهِم نُفورًا

و بر دلهايشان پوششها مىنهيم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار مىدهيم] و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد كنى با نفرت پشت مىكنند. ﴾( إسراء : ٤٦)

( بر دلهای تيز كافران پرده ای افكنديم كه قرآن را فهم نمی كنند و گوشهايشان هم از شنيدن سخن حق سنگين است و چون تو در قرآن خدا را بوحدانيت و يگانگی ياد كنی آنان روی گردانيده و گريزان می شوند).

يعنی بگو بسم الله الرحمن الرحيم همانطوريكه از ائمه ع روايت شده است پس فهميدی كه( طسم) اشاره به اهل توحيد است و آنان 313 نفرند و بنابراين عدد حروف آيه ( بسم الله الرحمن الرحيم ) با عدد آيه اهل توحيد (طسم) برابرو مساوی است بنابراين خداوند تعداد فرشته های عذاب را برابر با تعداد اهل توحيد قرار می دهد خداوند متعال می فرمايد :

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿٣٠﴾ وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ۙ وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١١﴾

بر آن است نوزده تن‌ ﴿٣٠﴾ و نگردانیدیم یاران آتش را مگر فرشتگانی و نگردانیدیم شمار آنان را جز آزمایشی برای آنان که کفر ورزیدند تا یقین رسانند آنان که داده شدند کتاب را و بیفزایند آنان که ایمان آوردند ایمانی و دودل نکردند آنان که داده شدند کتاب را و مؤمنان و تا گویند آنان که در دلهاشان بیماری است و کافران چه چیز خواست خدا بدین مثَل چنین گمراه سازد خدا هر که را که خواهد و رهبری کند هر که را که خواهد و نداند لشگرهای پروردگارت را جز او و نیست آن جز یادآوریی برای بشر ﴿٣١ ﴾ ،

( مدثر ٣٠ ، ٣١ )

( برآن آتش 19 تن فرشته عذاب موكلند * و ما خازنان دوزخ را غير فرشتگان عذاب قرار نداديم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت كفار نوزده نگردانيديم تا اهل كتاب يقين كنند كه البته كلامش به وحی خداست و ايمان آرند و آن بر يقيين مؤمنان هم بيفزايد و ديگر در دل اهل كتاب و مؤمنان به اسلام هيچ شك و ريبی نماند و تا آنانكه دلهاشان مريض است و كافران نيز به طعنه نگويند خدا از اين َمثل ( كه عدد فرشتگان عذاب را نوزده قرار داده است نه بيش و كم ) چه منظوری داشت بلی چنين قرار داد تا هر كه را كه می خواهد به ضلالت بگذارد و هر كه را خواهد هدايت نمايد و هيچ كس از تعداد لشكريان بی شمار پروردگار جز او آگاه نيست و اين جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود) .

وموحدون يعنی اهل توحيد همان اصحاب اليمين در سوره مدثر هستند كه بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها ياران يمانی وصی و فرستاده امام مهدی ع هستند خداوند سبحان می فرمايدد :

﴿ُكلَ نْفس بَِماَ كَسَبْتَ رِهيَنٌة * إِ َّلاَ أْصَحاَب اْليِميِن

( مدثر ٣٨ ، ٣٩ )

هر نفسی در گرو عملی است كه انجام داده است * جزاصحاب يمين

برای وضوح بيشتر به پيام يمانی مراجعه كن .

و براى اينكه به يقينت اضافه شود – اگر بدنبال حق مى گردى و از كسانى هستى كه كتاب به آنها داده شده است ( به كتاب ايمان آورده اند ) , خداوند متعال می فرمايند :

وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ۙ ﴿٣١﴾

و نگردانیدیم یاران آتش را مگر فرشتگانی و نگردانیدیم شمار آنان را جز آزمایشی برای آنان که کفر ورزیدند تا یقین رسانند آنان که داده شدند کتاب را و بیفزایند آنان که ایمان آوردند ایمانی

(مدثر) ﴿٣١﴾

( عدد آنها را جز برای فتنه و محنت كفار نوزده نگردانيديم تا اهل كتاب يقين كنند كه البته كلامش به وحی خداست و ايمان آرند و آن بر يقيين مؤمنان هم بيفزايد).

با من حساب كن : كلمه ( وصی ) , ( اليمانی ) , ( من هو اليمانى ) , ( هو وصى ) , (هو وصی المهدی ) , ( اصحاب اليمين ) .

ولی قبل ازاينكه حساب را شروع كنيم به چيزهائی كه در كتابت نوشتی مراجعه می كنيم (آغاز جنگ آمريكا عليه امام مهدی ع ) در فصل د ّوم كتابت گفته ای كه * قرن ششم − خبر غيبی سی و سوم : ( در آخردستش را به سمت آلوس خونی درازمی كند واز حمايت خود در دريا عاجز خواهد ماند , واز سپاه بين النهرين خواهد ترسيد و يك شخص سياه و خشمگين او را از كرده خود پشيمان خواهد كرد ) *

پس در ادامه كتابت گفته ای : اين عجيب ترين پيشگوئی های نوستراداموس در مورد امام مهدی ع بطور واضح است , ومترجمان از معنا كلمۀ ( الوس ) درحيرت افتاده اند آنرا همانطوريكه در پيشگوئی آمده يعنی » الوس ذكر كرده اند «. برخی از مترجمان در ترجمه انگليسی آنرا حذف كرده اند ا ّما در اصل فرانسوی اين اسم موجود است و مترجم كلمه ( ALUS ) را به الالوس ترجمه كرده ( يعنی يك ال تعريف مربوطۀ بزبان عربی بدان اضافه كرده است ) درحاليكه معنای آنرا نمی داند و آن را به تاريخ واگذار كرده است يعنی زمانيكه آن واقعه رخ دهد همه معّما حل می شود ; ولی من هدف و قصد نوشته نوستراداموس را از كلمه (alus ) می گويم ، در اينجا نوشته نوستراداموس طبق عادت خود از جناس تصحيفی ( يعنى انتخاب كلمه غلط مشابه به كلمه اصلى ) يا ترخيم ( يعنى حذف حرفى از كلمه ) استفاده كرده است. وی زمانی از اين كلمه استفاده می كرد كه مسأله مربوط به اسامی شخص يا القاب باشد پس حرف ( I ) را از آخر اسم حذف كرده است پس اگر اين حرف را به كلمه اضافه كنيم , كلمه ( alusi ) ( الوصی ) خواهد شد و معنی بسيار واضح و آشكار خواهد شد چرا كه ما می دانيم لقب اوصياء به دوازده ائمه از اهل بيت ع داده مى شود و امام مهدی ع يكی از اوصياء است. او يكى از اوصياء مى باشد پس درنتيجه ممكن است كه كلمه وصى به آن نسبت داده شود. نوشته نوستراداموس در اينجا با عقايد شيعه موافق است.

ونوستراداموس در اينجا شخص معينی را وصف می كند كه فرمانده نظامی است يا رئيس يك كشوری كه سعی می كند امام مهدی ع را به قتل برساند و نيروهای وی را از بين ببرد ولی از سپاه ( ارتش امام مهدی ع ) كه در بين النهرين ( عراق ) موجود هستند می ترسد ولی مردی از سپاه امام مهدی ع ( كه مردی سياه است اين بدان معناست كه آن ( شيعه ) است ( چون لباس سياه اشاره به شيعه دارد يا شايد يك مرد عرب مسلمان از آفريقا ( سياه ) است او ونيروهايش را درحالی كه در دريا هستند از بين می برد

( شايد در يكی از ناوگانهای جنگی يا در يكی از هواپيمابرها ) .

قبل از اينكه حساب را شروع كنم بايد شرحی به سخنان پيشين تو بدهم وآن اين است كه وصی ياد شده در پيشگوئی نوستراداموس امام مهدی ع نيست بلكه وصی امام مهدی ع واوّلين مهدی از دوازده مهدی از اوصياء امام مهدی ع وفرستاده و خليفه بعد از او مى باشد همانطور كه در روايات آمده و او يمانى موعود آل محمد ص می باشد كه او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند و هركس از او سرپيچى كند, از اهل جهنم مى باشد.

همانطوريكه در روايات ائمه ع و وصيّت رسول اكرم ص آمده است از ابى عبدالله ع از پدرانش از امير مؤمنان ع فرمود : پيامبر خدا فرمود : در شبى كه وفات او بود به على ع كه يا اباالحسن صحيفه و دواتى حاضر كند. و پيامبر خدا ص وصيتش را فرمود تا اينكه منتهى شد به اين جا كه فرمود : يا على پس از من

دوازده امام خواهد بود و پس از آنها دوازده مهدى و تو يا على نخستين دوازده امام مى باشى. و حديث به درازا كشيد تا اينكه فرمود : كه , حسن ع به فرزندش ( م ح م د ) , حفظ شد از آل محمد ع تسليم مى كند و آن دوازده امام مى باشد و سپس دوازده مهدى پس از آن مى باشد, و اگر مرگ به سويش آمد به فرزندش نخستين مهديين تسليم مى كند كه سه نام دارد , نامى مانند نام من و نام پدرم عبدالله و احمد ونام سوّم مهدى و او نخستين مؤمنان است.

(بحارالانوار : ج ۵٣ ص ١۴٧ ، والغيبة طوسی ص ١۵٠ ، غايت المرام : ج ٢ ص ٢۴١. )

و از امام صادق ع روايت شده است كه فرموده :

( كه از نسل ما بعد از قائم دوازده مهدی از فرزندان امام حسين ع می آيند ) .

( – بحار الأنوار : ج ٥٣ ص١٤٨ ، البرهان ج٣ ص٣١٠ ، الغيبة للطوسي ص٣٨٥.)

واز امام صادق ع روايت شده است كه فرموده :

( كه از نسل ما بعد از قائم يازده مهدی از فرزندان امام حسين ع می آيند ) .

(بحارالانوار : ج ۵٣ ص ١۴۵. )

در اين روايت قائم همان مهدی اوّل است نه امام مهدی ع چون بعد ازامام مهدی ع دوازده مهدی می آيند.

و امام باقر ع در بارۀ شمائل مهدی اوّل آمده :

(… داراى قرمزى صورت , چشمهاى گود , ابروهاى برجسته و فراخ و پهنى ميان دو شانه , در سرش شوره ودرصورتش اثرى است رحمت خدا بر موسى باد)

( غيبة النعمانی: ص ٢١۵.)

واز اميرمؤمنان ع در يك خبر طولانی روايت شده است : ( … فرمود : آگاه باش كه اوّلين آنها از بصره و آخرينشان از ابدال است)

( بشارة الاسلام: ص ٤٨ )

و از امام صادق ع در خبر طولانی كه اصحاب قائم ع را شمرده اند و روايت شده است :

(.. واز بصره… احمد…)

( بشاره الاسلام: ص ١٨١. )

واز امام محمد باقر ع روايت شده است كه فرمود:

( قائم دو اسم دارد اسمی كه پنهان می ماند واسمی كه آشكار می شود اما اسمی كه پنهان می ماند احمد و اسمی كه آشكار می شود محمد است ) .

( آمال الدين : ج٢ ص۶۵٣ ب۵٧.)

واحمد اسم مهدی اوّل و محمد اسم امام مهدی ع است همانطوريكه از وصيت رسول خدا آشكار گشت و از امام باقر ع روايت شده كه فرموده: برای خداوند متعال گنجی در طالقان دارد كه نه از طلاست و نه از نقره , دوازه هزار درخراسان شعارشان : ( احمد احمد ) مى باشد كه رهبرى آنها را جوانى از بنى هاشم بر قاطرى سپيد رنگ به عهده دارد. پيشانى بند قرمز رنگ دارد , مانند اينكه به او مى نگرم كه فرات را مى گذرد واگر شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر خيز بر يخ باشد

( منتخب الانوار المضيه: ص ٣۴٣.)

و احمد اسم مهدی اوّل و وصی امام مهدی ع است و اولين كسی است كه در آغاز ظهور امام مهدی ع به وی ايمان می آورد و او رسول امام مهدی ع دربين همه مردم است

و در دعای روز سوم شعبان ازامام مهدی ع آمده است برای روز ولادت امام حسين ع فرمود :

( اللهم اني أسألك بحق المولود في هذا اليوم… المعوض من قتله أن الأئمة من نسله , والشفاء في تربته والفوز معه في أوبته , والأوصياء من عترته بعد قائمهم وغيبته حتى يدركوا الأوتار ويثأروا الثار ويرضوا الجبار ويكونوا خير أنصار , صلى الله عليهم مع اختلاف الليل والنهار. اللهم فبحقهم إليك أتوسل … )

( مفاتيح الجنان: ص ٢١۵. )

بار خدايا ! از تو درخواست می كنم به حقّ مولود امروز… عوض(و پاداش) شهادت او اين است كه امامان از نسل او هستند و در تربت او شفا قرار داده شده و در رجعت او واوصياء ازعترتش ، پس از قائم آل محمد و طول غيبت كسانى كه با او باشند رستگار خواهند شد . تا اينكه به خون خواهى آن حضرت برخيزند و خدا را خشنود سازند و از بهترين ياوران دين خدا باشند , درود خدا بر آنان باد تا روز و شب در جهان برقرار است بار الها به حق آنان به درگاه تو توسّل مى جويم…).

اگر به اين دعا خوب بينديشی به يقيين می رسی كه منظور ازاوصياء همان اوصياء و جانشينان امام مهدی ع می باشند و از بين ايشان پدر اوّل مهديين هست كه در روايت ذكر شده است و نوشته نوستراداموس يهودی نيز پيشگوئی كرده است كه وی حجت قطعی بر تمام يهود و مسيحيان وعالم غربی خواهد بود. و حال بعد از اينكه برايت روشن شد كه وصی ذكر شده در پيشگوئی را همان وصی مهدی ع می باشد به حساب بر میگرديم :

اولاً :

(اليماني هو الوصي) كلمة( وصي) :

١- و ص ي

106 =10+90+ 6

باجمع بزرگ و تبديل آن به جمع كوچك :

(١٠٠+٦ = ١٠٦) بعد ازحساب نتيجۀ با جمع كوچك (١+٦=٧ ) .

٢- و ص ي

١٦ = ١+٩ +٦ با جمع كوچک است.

كلمه ( اليماني ) :

١- اليماني

١٤٢ =١٠+٥٠+١+٤٠+١٠+٣٠+١ با جمع بزرگ وتبديل آن به جمع كوچك , ( ١٠٠ + ٤٠ + ٢ )

بعد ازحساب نتيجه با جمع كوچك ( ٧ =١ + ٤ +٢ ) .

٢- اليماني

١٦=١+٥+١+٤+١+٣+١ با جمع كوچک است. و از حساب های گذشته برايت روشن شد كه كلمه

وصی = اليمانی = (٧) ، بعد از حساب آن دو با جمع بزرگ و تبديل آن به جمع كوچك ، وصی = اليمانی =(١٦) ، بعد ازحساب آن دو با جمع كوچك

دوّم :

موقع سؤال كردن از شخصيت يمانی می گوئيم (من هو اليمانى) ، پس اگر يمانی وصی امام مهدی ع ( يعنی مهدی اوّل كه در وصيت رسول ذكر شده است ) باشد جواب ( هو وصى المهدى ) يا (هو وصى ) است.

واعداد اسم المهدى اين است :

ا ل م هـ د ي

٩٠=١٠+٤+٥+٤٠+٣٠+١

با جمع بزرگ وتبديل آن به جمع كوچك ,(٩٠)

پس( ٩ =٩ ) .

وحالا حساب كن : ( من هو اليماني )

م ن هـ و + ( اليماني ) ٢٧ = (٧) + ٦ + ٥+٥ +٤.

( هو وصي المهدي ) هـ و + ( وصي ) + ( المهـدي ) ٢٧= (٩)+(٧)+٦+٥.

( هو وصي ) هـ و + ( وصي ) ٢٧ = (١٦) + ٦ + ٥.

من هو يمانی = هو وصی المهدی

هـ و+( وص ی) + ( المهدی )

27 =(9)+ (7)+ 6 + 5

پس روشن شد كه اعداد :

( من هو اليمانی )= (هو وصی المهدی ) = هو وصی

با جمع كوچک است اعداد ( هو اليمانی) ( او يمانی است ) را حساب كن خواهى ديد كه برابر با 27 حرف از علم است كه قائم ع آنها را در بين مردم رواج خواهد داد.

از ابى عبد الله ع روايت شده است كه فرموده :

( علم 27 حرف است و همه آن علومی كه پيامبران آورده اند دو حرف از علم است پس مردم تا امروز بيش از دو حرف نمی دانند پس هر گاه قائم , قيام كند 25 حرف ديگر را در بين مردم منتشر خواهد كرد و اين دو حرف نيز بدان می پيوندد تا همه 27 علوم در بين من منتشر شود ) ( بحارالانوار: ج ۵٢.)

هـو اليماني ٢٧ =١+٥+١+٤+١+٣+١+ ٦+٥

پس عدد اصحاب اليمين را در آيه زير حساب كن

﴿ُكلُّ نْفس بَِماَ كَسَبْتَ رِهيَنٌة * إِلا أْصَحاَب اْلَيِميِن ﴾

( مدثر: ٣٩ – ٣٨. )

هر نفسی در گرو عملی است كه انجام داده است * جز اصحاب يمين

و يمين با جمع بزرگ حساب می شود و بعد به جمع كوچك تبديل می شود و نتيجه

حاصل می شود.

ا ص ح ا ب + ( اليمين )

27 =(1+4+1)+2+1+8+9+1.

وفهميدى كه عدد 27 بيانگر 27 حرف از علم ( شناخت و توحيد خداوند سبحان ) است كه امام مهدی ع آنرا در بين مردم منتشر می كند.

از حساب قبلی فهميدی كه يمانی وصی مهدی ع و اولين مهدی و ظرف 27 حرف از علم می باشد و او ظرفی است كه اين فيضها را از امام مهدی ع دريافت می كند وآنرا به يارانش می بخشد پس يمانی نسبت به امام مهدی ع نون و نقطۀ نون است

خداوند فرمود :

﴿ ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿١﴾ مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿٢﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿٣﴾ وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿٤﴾ فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿٥﴾ بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿٦﴾ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿٧﴾

( و قسم به نون و به قلم وچه خواهد نگاشت * كه تو به لطف و رحمت پروردگار عقل كامل و نعمت نبوت يافتی و هرگز ديوانه نيستی * والبته تو را در مقابل خدمت رسالت حق پاداشی نامحدود است * در حقيقت تو بر نيكو خلقی عظيم آراسته ای * به زودی تو وو مخالفانت مشاهده می كنيد * كه از شما كداميك ديوانه ايد * البته خدا داناتر است كه چه كسانی از راه خدا گمراه شده اند و بهترمی داند كه هدايت يافتگان

عالم كيانند ).

قلم: ٧ – ١.

ويمانی نسبت به 313 تن از اصحاب امام مهدی حرف باء است ونقطۀ حرف باء در بسم الرحمن الرحيم است پس او داراى مرتبه و مقام رسالت وولايت است پساودراينزمانشخصيتمح ّمد وعلیراتمثيلمىكند.

﴿ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ ﴿٢٥﴾ فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ﴿٢٦﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ﴿٢٧﴾ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ ﴿٢٨﴾ وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿٢٩﴾ ﴾

( تكوير: ٢٩ – ٢٥.)

( و قرآن او هرگز كلام شيطان مردود نيست * پس شما به كجا مى رويد ؟ * اين قرآن عظيم جز پند و نصيحت اهل عالم هيچ نيست * تا هركه از شما بندگان بخواهد راه راست پيش گيرد * و شما كافران راه حق را نمى خواهيد مگر خداى آفريننده عالم بخواهد (و به قهر شما را به اين راه بدارد)) .

ای برادر به حضورت عرض می نمايم كه دلايل دعوت زياد هستند و اكثر دلايلی كه انبياء و محمد و ائمه عليهم السلام آورده بودند من هم آوردم و يكی از برادران انصار المهدی به اسم استاد ضياء الزيدی , دهها دلايل ديگری را در كتاب خود به اسم ( النور المبين ) آورده است و اين كتاب چاپ شده است و می توانيد اين كتاب را مطالعه كنيد

و نيز به كتاب البلاغ المبين ج1 از تاليفات شيخ ناظم عقيلی مراجعه كنيد از دلايلی كه حقانيت اين دعوت را ثابت می كند می توان به موارد زيراشاره كرد.

١ -روايات از محمد و ائمه ع كه به اسم و شهر و ويژهگى تصريح دارند.

٢ – علم به محكمات و متشابهات و راه های آسمان كه اين از ويژگيها و اسرار ائمه ع است.

٣ – مباهله , قسم برائت , دعوت به راه حق و.. و.. و…

۴ ـ درك حقانيت اين دعوت از مكاشفه درعالم بيداری و در روياهای صادقه كه تعداد بسيار زيادی از مردم چنين روياهای را بوسيله حضرت محمد ص و علی ع و زهرا س و ائمه ع ديده اند و بر حقانيت اين دعوت پی برده اند و رؤيا نزد آنها ثابت شده است و در واقع قرآن و روايات ائمه ع رؤيای صادقه را تاييد كرده اند.

در كنار چيز هائی كه تو بدان نبوءت (اخبارغيبی) نوستراداموس اقرار كردی در كتابت در فصل دوّم اين نشر را نيز نقل كردی ( قرن سوم پيشگوئی 94( تا مدت 500 سال ديگر او را در خواهيد يافت پس او زينت زمان خودش خواهد بود پس به ناگاه وحی بزرگ فرستاده خواهد شد كه مردم آن قرن را مسرور و خوشحال خواهد كرد ) . پس آن وحی بزرگ چيست جز رويائی كه تعداد زيادی از مردم آن را می بينيد و اين

رؤيا حق و صاحب آنرا بيان خواهد كرد ؟

ای برادر با تأمل و انديشيه بخوان و هميشه حقيقت را طلب كن و با دقت به بحث و بررسی بپرداز و به خودت منصف باش و خودت را از عذاب جهنم نجات بده از خداوند برای تو هدايت می طلبم و اينكه حقيقت را به تو نشان و رزق پيروی اش را به تو عطا فرمايد و باطل را به تو نشان و اجتناب اش دهد

والحمد الله وحده.

سيد احمد الحسن

جمادي الأول / ١٤٢٦ هـ ق

Comments on: "سوال از سید احمدالحسن ع و جواب ایشان ع" (1)

  1. باسلام همه شما دوستاران حق وپیامبر ص واهلبیتش .سوالاتی از سید احمدالحسن از قران داشتم که اگر به بنده لطف کنید توضیحاتی رابرایم بفرستید 1-ایه ای210سوره بقره امدن خداو فرشتگان از زیرسایه ابر سپید2-ایه ای259داستان ان کس که از شهری عبورکرد3-ایه ای 154سوره عمرانخواب سبکی فرو فرستاد.4-سوره انبیاأ ایه ای154 چگونه کوه طور بالای سرشان برافراشته شد.5-سوره الماعده ایه 64وشوره نعام ایه 9دررابطه با فرشته ای امر مشتبه شد.باتشکر از انصار امام وسیداحمدالحسن یمانی.به امید پیروزی حق مارا از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: