یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) فرمود: برای يکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنيد ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گيری علماء پرسيده ايد که موضع تغيير ناپذير آنها در هنگام مبعوث شدن انبياء و اوصياء چيست ؟ آيا از آن قرآن کريم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : ﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴾ پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت كرديم پس آنها ما را گمراه ساختند … 67 سوره ی احزاب

 سوال 48 : در سوره یا سین آمده است ﴿وَجَاءَ منْ َأْقصَى الْمَدينَة رَجُلٌ يَسْعَى قَال يَا َقوِْم اتَِّبعُوا الْمُرْسَلينَ﴾(یس 20 )(و از قسمت دور شهر مردی شتابان امد و گفت ای مردم ! از آنان که از فرستاده شدگان تبعیت کنید ). آن مردی از قسمت دور شهر آمد که بود ؟

جواب سید احمد الحسن یمانی ع : مصداق نمونه و برتر این ایه حسین ع است

و ﴿َأرْسَْلنَا ِإَليْهمُ اثْنَيْن﴾(و دو تن را به سوی آنها فرستادیم ): محمد ص و وصی او علی ع

و عززنا بثالث (یس 14)(با سومی گرامی داشتیم ) : یعنی حسن ع

﴿وَجَاءَ منْ َأْقصَى الْمَدينَة رَجُلٌ يَسْعَى ﴾(یس 20 )(و از قسمت دور شهر مردی شتابان آمد) یعنی حسین ع که او را کشتند و قطعه قطعه نمودند و﴿َقال يَا َليْتَ َقوْمي يَعْلَمُون * ِبمَا َ غَفرَلي رَبِّي وَجَعََلِني منَ الْمُكْرَمينَ﴾(یس26-27).(او گفت ای کاش قوم من میدانستند * به آن مغفرتی که خدا نصیبم کرد و مرا از گرامیها قرار داد )

و طبیعتا، حبیب نجار نیز از مصادیق اولیه این آیه است ولی در باره حسین ع نازل شد و توجه اصلی آن به حسین ع است .

امام مهدی ، محمد ابن الحسن العسکری ع این خبر را به من داد (متشابهات 1- 4 ص 99)

 کتاب حاکمیت الله و نه حاکمیت مردم ، تناقض در دموکراسی (قسمت اول

1.استبداد در باطن دموکراسی نهفته است : در عمل چنان ثابت شد که هنگام دستیابی یک آیین فکری به حکومت از طریق یک حزب سیاسی معین سعی خواهد کرد به هر طریق ممکن فکر سیاسیش را بر آن کشور تحمیل کند . و شاید چنین اذعان می شود که مردم خود این آیین را به حاکمیت انتخاب کردند در مقابل می گویم مردم با توجه به حضور حرکت های سیاسی موجود در صحنه در زمان انتخابات به این آیین فکری رای دادند ، لیکن اگر این آیین بعد از یک سال از انتخابش هیچ کاری برای مردم انجام ندهد ویا اینکه عملی مرتکب شد که به دین و دنیای مردم صدمه وارد کند نمی توانند آن را بر کنار کنند ، یعنی در واقع (آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته!)
هیتلر دلیل خوبی بر این مدعا است ، کسی که زمین را به ابتذال و جنگ و آتش کشاند ، از طریق انتخابات و دموکراسی به قدرت رسید ، اگر هم گفته می شود که در آن زمان هنوز دموکراسی در آلمان به رشد و تکامل نرسیده ، می توانیم حکومت کنونی ایتالیا را مثال بزنیم ، که همراه با آمریکا جنگی بر علیه اسلام و مسلمین بر پا کردند در حالی که ملت ایتالیا با دولت کنونی مخالف است ، مردم از دولت می خواهد که نیروهای نظامی ایتالیا را از کشور عراق خارج کند ولی سردمداران آنها بر بقای این نیروها اصرار دارند . بدین ترتیب در این برهه از زمان بار دیگر دیکتاتوری و فاشیستی به کشور ایتالیا بازگشت. از سوی دیگر در انگلستان دمکرات (و هم پیمان آمریکا در اشغال عراق و تجاوز به اسلام و مسلمین) میلیون ها نفر به خیابان های لندن ریختند و این جنگ کفر بر علیه اسلام و مسلمین را محکوم کردند ، لیکن هیچ تاثیری بر تصمیم دولت نگذاشت ، نتیجه ثابت می شود که استبداد در درون دموکراسی نهفته است.
2.دیکتاتوری بزرگترین کشور جهان : گرچه ظاهرا سیستم حکومتی کشور آمریکا بر مبنای دموکراسی است لیکن ، سیاست خارجی و تعامل با دیگر کشورهای دنیا بر اساس استبداد مطلق است و این تناقض آشکاری است. کسانی که ادعای ایدئولوژی استوار را دارند باید در هر زمان و مکان و با تمام افراد دنیا رفتار یکسانی داشته باشند در حالی که سیاستمداران آمریکایی همواره به دنبال به زیر سلطه در آوردن و تحقیر دیگر کشورها و ملت ها هستند ، و به مسلمانان به دید حقارت و خواری نگاه می کنند و به آنها بی اعتنا هستند. آنها خود می دانند که پایان این سیاست آمریکا به دست امام زمان ع ، و او امام مسلمانان جهان است. از سوی دیگر مسلمانان آمریکا در تبعیض شدیدی زندگی می کنند،پس دموکراسی کجاست؟
3.دموکراسی و ثروت : دموکراسی بدون ثروت فراوان برای تبلیغ اکاذیب و تزویر حقیقت و اجیر مزدوران ، بوجود نمی آید.بدین ترتیب حکومت ثروت بصورت غیر طبیعی در دموکراسی شکل می گیرد و احزاب و تشکل ها به هر طریق ممکن شروع به غارت اموال تهی دستان و بی نوایان می کند،برای مثال یهودیان آمریکا از طریق مال و ثروت بر جریان انتخاباتی تسلط کافی پیدا می کنند و تقریبا 70% آرا را به نفع نامزد انتخاباتی خود بدست می آورند تا حمایت آمریکا برای رژیم صهیونیستی ادامه پیدا کند . تا بحال پدیده تبلیغات دروغین و گمراه کننده و سلطه ثروت بر دموکراسی چندین بار تیتر مطبوعات و روزنامه های خود آمریکا بوده است ، خود من چند سال پیش مقاله ای از یک نویسنده آمریکایی خواندم که در آن اصرار داشت که دموکراسی در آمریکا تنها یک دروغ گمراه کننده و یک سناریو حقه بازی است که در آن حاکم فریب کار و ثروت ابزار فریب کاری است.

بخشی از کتاب حاکمیت الله و نه حاکمیت مردم ، نوشته سید احمدالحسن ، وصی و فرستاده امام مهدی ع