یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) فرمود: برای يکبار هم که شده با خود منصف باشيد و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر زمان درباره وصى امام مهدى (ع) سؤال کنيد ، از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گيری علماء پرسيده ايد که موضع تغيير ناپذير آنها در هنگام مبعوث شدن انبياء و اوصياء چيست ؟ آيا از آن قرآن کريم پرسيده ايد كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانى با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيدند؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد پس به زودی در آتش جهنم حتما با اين پاسخ جواب خواهيد داد : ﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴾ پروردگارا ما از علما و بزرگان خود اطاعت كرديم پس آنها ما را گمراه ساختند … 67 سوره ی احزاب

وصیت رسول الله (ص) در شب وفاتشان به همراه اثبات وصیت

وصیت رسول الله (ص) در شب وفاتشان : 

سید احمد الحسن ع تنها کسی می‌ باشد که با وصیت رسول الله ص بر ما احتجاج می‌ کند و نام ایشان به عنوان مهدی اول ع و همچنین اولین ایمان آورنده به امام مهدی ع یعنی اولین سیصد و سیزده نفر در وصیت مقدس پیامبر ص ذکر شده است.

متن وصیت رسول خدا (ص) در شب وفات :

امام صادق (ع) از پدرش امام باقر (ع) از پدرش امام زين العابدين (ع) از پدرش امام حسین (ع) از پدرش امير المؤمنين (ع) که فرمود : رسول خدا (ص) در همان شبى كه وفاتش در آن واقع شد ، به على (ع) فرمود : اى ابا الحسن ، كاغذ و دواتى بياور و حضرت وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت ، تا بدين جا رسيد كه فرمود : يا على ! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى . پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى . خداى تعالى تو را در آسمانش ، على مرتضى ، و امير المؤمنين ، و صديق اكبر ، و فاروق اعظم ، و مأمون و مهدى ناميده و اين نامها براى غير تو شايسته نيست ، اى على تو وصىّ من بر خاندانم ، زنده و مرده ايشان هستى ، و نيز وصى بر زنانم هستى ، هر يك را كه تو به همسرى من باقى گذارى ، فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر يك را تو طلاق دادى ، من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد ، و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد ، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى ، هر گاه وفاتت رسيد ، خلافت را به فرزندم حسن واگذار كن ، كه او برّ وصول است ، چون او وفاتش رسيد آن را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد ، چون هنگام وفاتش رسيد ، آن را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات على بسپارد ، چون هنگام وفات او رسد ، آن را به فرزندش محمد باقر بسپارد ، و چون وفاتش رسد ، آن را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش موسى كاظم بايد بسپارد ، و چون وفات او فرا رسد ، به فرزندش على رضا بسپارد ، و چون وفاتش فرا رسد ، به فرزندش محمد ثقه تقى واگذارد ، و چون هنگام وفات او شود ، به فرزندش على ناصح بسپارد ، و چون وفاتش در رسد ، به فرزندش حسن فاضل واگذارد ، و چون وفات او برسد ، آن را به فرزندش م ح م د كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است ، تسليم كند ، و ايشان دوازده امامند . بعد از آن دوازده مهدى مى باشند . پس وقتى كه زمان وفاتش فرا رسید ، خلافت را به فرزندش كه اوّلين مهديان است مى سپارد ، و براى او سه نام است . يك نامش مانند نام من ، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد ، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است.

الغیبة الطوسی ص 150 ح 111 – در غیبت طوسی ترجمه فارسی ص 300 ح 111
بحار الأنوار ج 36 ص 260
بحار الأنوار ج 53 ص 147 – مختصر
غاية المرام ج 2 ص 241
مختصر البصائر ص 39
إثبات الهداة ج 1 ص 549 ح 376
الايقاظ من الهجعة ص 393
و چندين کتاب معروف ديگر

و اما اثبات وصیت رسول الله (ص) :

آیات قرآن که کاملاً موافق حدیث وصیت رسول الله (ص) هستند

– كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ

 بر شما واجب شده که در زمان فرا رسیدن مرگ بصورت نیکو و پسندیده وصیت بجای گذارد . البقرة:180

– يِا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ .

ای مومنان زمانی که مرگ شما فرا رسد دو شاهد عادل از خودتان یا از دیگران در هنگام وصیت فرا خوانید . المائدة:106

احادیثی که وصیت رسول الله (ص) را تأیید می‌ کنند :

امیر المومنین (ع) به طلحه فرمود : ای طلحه ، مگر تو خود شاهد نبودی که وقتی رسول خدا (ص) از ما استخوان کتفی خواست ، تا بر آن چیزی بنویسد که پس از او امت او به گمراهی نیفتد و دچار اختلاف شود ، و آن دوست تو چنان سخنی را گفت که : البته رسول خدا هذیان می گوید ، و پیامبر خدا (ص) خشمگین شد و از نوشتن صرفنظر نمود ؟ طلحه گفت : بله من شاهده آن واقع بوده ام . امیر المومنین (ع) فرمود : پس از اینکه شما بیرون رفتید ، رسول خدا (ص) مرا از آنچه که قصد داشت که در آن ( قطعه استخوان ) بنویسید و مردم را برآن گواه گیرد ، با خبر ساخت ، و همچنین از اینکه جبرئیل به آن حضرت خبر داده بود ، که خدای تعالی می داند که امت در آینده نزدیک دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد . پس از آن ، رسول خدا (ص) صحیفه ای خواست ، و آنچه را که قصد داشت در آن استخوان کتف بنویسد ، به من املاء فرمود و سه نفر را بر آن شاهد گرفت : سلمان فارسی و ابوذر و مقداد را . و کسانی را که پیشوایان هدایت هستند از آن جمله که اطاعتشان را تا روز قیامت به مومنان امر فرموده نام برد . و مرا نخستین آنان خواند ، بعد این پسرم حسن و سپس این فرزندم حسین ، و سپس نه تن از اولاد این فرزندم حسین ، آیا همین طور است ای اباذر و تو ای مقداد ؟ آن دو گفتند : ما گواهی می دهیم به درستی اسناد آن به رسول خدا (ص) . طلحه گفت : به خدا سوگند من از رسول خدا (ص) شنیدم که به ابی ذر می‌ فرمود : زمین هرگز زبان آوری بر پشت خود حمل نکرده و آسمان هرگز بر او سایه نیفکنده که راستگوتر و نیکوکارتر از ابی ذر باشد و من نیز گواهی می دهم که آن دو جز به حق شهادت نمی‌ دهند ، و تو در نزد من راستگوتر و نیکوکارتر از آن دو هستی . كتاب سلیم بن قیس ص 211 . الغیبة النعمانی ص 81

سلیم بن قیس گوید : شنیدم که سلمان می گفت : بعد از آن که آن مرد آن سخن را گفت و رسول الله (ص) غضبناک شده و آن استخوان کتف را کنار انداخت ، علی (ع) فرمود : آیا از رسول الله (ص) نپرسیم که قصد نوشتن چه چیزی را در آن استخوان کتف داشت ، که اگر آن را می نوشت هیچ کس گمراه نمی شد و حتی دو نفر نیز با هم اختلاف پیدا نمی کردند ؟ پس سکوت کرد تا هر که در خانه بود بیرون رفت و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) ماندند . من و دوستانم ابوذر و مقداد نیز بلند شدیم که برویم . علی (ع) به ما فرمود : بنشینید . پس خواست که از رسول الله (ص) سوال کند و ما می شنیدیم . پس رسول الله (ص) خود کلام را آغاز نموده به علی (ع) فرمود : ای برادرم ! شنیدی دشمن خدا چه گفت ؟ قبل از آن جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که او سامری این امت و رفیقش عجلش (گوساله اش) است . و این که خداوند تفرقه و اختلاف را بر امتم ، بعد از من مقدر فرموده است . پس به من امر کرده که آن چه را که می خواستم در آن استخوان کتف بنویسم ، برای تو بنویسم ، و این سه نفر را شاهد بگیرم . پس برایم صحیفه ای حاضر کن . پس علی (ع) صحیفه ای آورد و رسول الله (ص) نام ائمهء هدایت را پس از خود یک به یک به او املا فرمود و علی (ع) به دست خویش آن را نوشت . كتاب سلیم بن قیس ص 399

ابو موسی ضرير (نابينا) گويد : موسی بن جعفر (ع) به من فرمود : من به امام صادق (ع) گفتم : مگر امير المؤمنين (ع) كاتب وصيت و رسول الله (ص) ديكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون (ع) شاهد آن نبودند ؟ حضرت مدتی سر بزير انداخت و سپس فرمود : ای ابا الحسن بدرستی که چنان بود كه گفتی . الكافی ج 1 ص 281

فضیل دوست امام صادق (ع) نقل می‌ کند که امام صادق (ع) فرمود : رسول الله (ص) برای وصیتش به علی (ع) چهار تن از بزرگان ملائکه را شاهد گرفت . جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و نام چهارم را بیاد نمی‌ آورم . من لایحضره الفقیه ج 4 ص 236

محمد بن مسلم گوید : امام باقر (ع) فرمود : وصیت حق است و بدرستی که رسول الله (ص) وصیت کرد .  پس هر مسلمانی باید وصیت کند . الکافی ج 7 ص 3

برای بررسی اسناد بیشتر به این لینک ها رجوع شود :

مبحث اول – آشكار شدن توطئه پس از وفات حضرت محمد ص
http://mahdyeen.org/showthread.php?t=9261

مبحث دوم – بعد از توطئه صحابه آیا رسول خدا(ص) وصیت کرد؟
http://mahdyeen.org/showthread.php?t=9263

مبحث سوم – اثبات وصيت رسول خدا – رجال وصیت
http://mahdyeen.org/showthread.php?t=9265

مبحث چهارم – دوازده مهدى و مهدى اول در روایات اهل بیت ع
http://mahdyeen.org/showthread.php?t=9267

مبحث پنجم – مروری بر وصیت مبارک رسول الله ص
http://mahdyeen.org/showthread.php?t=9590

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: